خذیراوی: اگر مانده بودم، من جای مجیدی جام را بالای سر می بردم/ قلعه نوعی نخواست کمکم کند
مهاجم اسبق استقلال گفت: بازیکنان استقلال را می بینی، همه پیرمرد هستند و من در بین آنها جوان هستم.
مجاهد خذیراوی در گفت و گو با خبرنگار اوج، درباره شرایطش اظهار داشت:
خوشحالم که دوباره به لیگ یک برگشتم. مسئولان صنعت نفت به من خیلی لطف
داشتند و از من خواستند برگردم و برای این تیم بازی کنم. اگر مصدومیت ها
بگذارد خیلی زود همان بازیکنی می شوم که همه به خاطر دارند.
وی ادامه داد: هر روز تمرینات زیادی را انجام می دهم و امیدوارم شرایط
طوری رقم بخورد که دوباره به سطح اول فوتبال برگردم. دوست دارم دوباره
پیراهن استقلال را بپوشم. مثل نیکبخت که برگشت، من هم می توانم برگردم.
انگیزه زیادی دارم و امیدوارم اینبار بدنیاورم و دوباره مصدوم نشوم. هروقت
خواستم به فوتبال برگردم، مصدومیت این اجازه را به من نداد.
مهاجم اسبق استقلال درباره شرایط این تیم عنوان کرد: همه دوست دارند
این تیم قهرمان آسیا شود و من هم بسیار خوش بین هستم. استقلال در مقطع
کنونی همه چیز دارد، از نظر مهره هیچ چیز کم ندارد و اگر قهرمان آسیا نشود،
جای تعجب دارد. از قلعه نوعی می خواهم هر کاری می تواند بکند تا تیم
قهرمان آسیا شود.
خذیراوی با اشاره به نحوه جدایی اش از استقلال تاکید کرد: اگر در
استقلال می ماندم، الان به جای فرهاد مجیدی من جام قهرمانی آسیا را بالای
سر می بردم اما به هر حال مسائلی پیش آمد که اجازه نداد بمانم. هیچ کس به
من کمک نکرد. تمام اعضای خانواده من استقلالی هستند اما نگذاشتند در این
تیم بمانم. امیر قلعه نوعی بعد از محرومیتم می توانست مرا به فوتبال
برگرداند اما نخواست که برگردم.
وی افزود: آن سال ها استقلال یا دوم می شد و یا سوم. همه قهرمانی می
خواستند و وقتی در جام حذفی مقابل شاهین آن پنالتی را خراب کردم، قلعه نوعی
دیگر مرا بازی نداد. انگار همه چیز تقصیر من بوده است. در همان بازی هیچ
کس حاضر نشد پنالتی اول را بزند اما من گفتم می زنم و توپ به تیر دروازه
خورد. آن زمان به فولاد رفتم امامصدومیتی که برایم در سال 86 به وجود آمد
کار را برای بازگشتم به روزهای اوج سخت کرد.
خذیراوی همچنین گفت: من بسیار امیدوارم برگردم. بازیکنان استقلال را می
بینی، همه پیرمرد هستند و من در بین آنها جوان هستم. می توانم برگردم و
بازی کنم. از خیلی از آنهایی که در این لیگ حضور دارند بهترم و مطمئن باشید
می توانم برگردم. فقط باید به من کمک کنند و دستم را بگیرند.